شهادت مظلومانۀ آیت اﷲ دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی (رحمة اﷲ علیه) با انفجار بمب به دست منافقان در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامی (1360 هـ

شهادت مظلومانۀ آیت اﷲ دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی (رحمة اﷲ علیه) با انفجار بمب به دست منافقان در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامی (1360 هـ

شهادت مظلومانۀ آیت اﷲ دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی (رحمة اﷲ علیه) با انفجار بمب به دست منافقان در دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامی (1360 هـ ش1366 هـ ش)

یک روز پس از سوء قصد به جان آیت الله خامنه ای در ششم تیر سال 1360، در ساعت بیست و سی دقیقه شامگاه روز یکشنبه، هفتم تیر 1360، جلسه ای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از 70 نفر از مقامات و چهره های برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، 27 نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند.

این حادثه شش روز پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری صورت گرفت. نمایندگان مجلس و برخی اعضای هیئت دولت در جلسه حاضر بودند و درباره تورم بحث می شد. برخی از اعضا خواستند درباره انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. شهید بهشتی سخنانش را با این عنوان آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند.... » این آخرین کلماتی بود که از لبان حق گوی ایشان شنیده شد. ناگهان انفجاری مهیب روی داد و در کمتر از ثانیه ای، از سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیت الله خامنه ای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.

مختصری از زندگینامه شهید بهشتی

شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان ۱۳۰۷ هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لنبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم دینی، مدرسه را رها و در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شد.

به سال ۱۳۲۵ یعنی در هجده سالگی به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال ۱۳۲۷ موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در سال ۱۳۳۰ با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد.

در سال ۱۳۳۱ ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال ۱۳۳۳، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال ۱۳۴۲ سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سال های ۴۱ و ۴۲ از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید.

این شهید راست قامت تاریخ به پیشنهاد و درخواست آیت الله حائری رحمه الله و آیت الله میلانی رحمه الله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده دار و به فعالیت های عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام رحمه الله) انجام داد.

سرانجام در سال ۱۳۴۹، به ایران بازگشت و به فعالیت های علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذرماه ۱۳۵۷ به فرمان امام خمینی رحمه الله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنه های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می پرداخت.

حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه گذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می کرد. پس از استعفای دولت موقت در سال ۱۳۵۸، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی رحمه الله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید.

خاطره رضا کیانیان از شهید بهشتی

«شما چطور انقلابی هستید که مبل و یخچالی مدل بالا و پر از گوشت و ... دارید و این طور زندگی می‌کنید؟»

رضا کیانیان بازیگر مطرح سینما بیان کرد:

در زمان انقلاب از جمله خاطرات جالبم دیدار با شهید بهشتی بود. روزی به خانه ایشان در پل رومی‌رفتم . برایم جالب بود که که در اتاق پذیرایی مبل داشت و بوی ادکلن می‌داد.

رضا کیانیان که در آن دوران خودش به شدت شخصیتی انقلابی بوده خطاب به شهید بهشتی می‌گوید: شما چطور انقلابی هستید که مبل و یخچالی مدل بالا و پر از گوشت و ... دارید و این طور زندگی می‌کنید؟

خندید وگفت: رضا جان تئوری‌های انقلاب این طور نیست که تو فهمیده‌ای. تو نمی‌توانی زیبایی و رفاه را نفهمی و بعد از انقلاب رفاه را به وجود آوری. باید تمرین کنیم که زندگی خوب چطوری است تا بتوانیم زندگی خوبی به مردم بدهیم.

به گفته رضا کیانیان شهید بهشتی درادامه اشاره می‌کند که ما اگر نفهمیم خوبی چیست هیچ وقت نمی‌توانیم خوبی را به مردم هدیه کنیم. شهید بهشتی توضیح می‌دهد اینها (ادکلن ومبل و...) از پول تدریس خودم تهیه شده‌اند. ادکلن هم می‌زنم چون همه باید روزی ادکلن بزنند.

 به جای امام باید تیرها به من بخورد

آقای سید علی اکبر پرورش نقل می کند: یک بار آقای بهشتی می گفت: «بیشتر این فحش هایی که به من داده می شود، به خاطر حمایت من از امام است» و بعد به جریان کربلا اشاره کرد که در روز عاشورا، دو نفر از اصحاب وفادار امام حسین علیه السلام، جلوی ایشان ایستادند تا تیرهای دشمن به آن حضرت که در حال نماز بود، اصابت نکند و تیرها به بدن آنها بخورد. ایشان می گفت: «من وظیفه خود می دانم جلوی امام بایستم تا هرچه تیر هست، به سوی من بیاید تا مبادا یکی از آنها به امام اصابت کند»

© تمامی حقوق این وبسایت متعلق به دانشکده فناوری های نوین پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.